از اواخر قرن 19 به بعد این واژه به جنبشی اطلاق گردید که هدف اصلی آن تلاش برای دستیابی به حقوق همسان و متشابه برای زنان بود. خودِ مدعیان فمینیسم و پژوهشگران غربی اذعان میکنند: «همه کسانی که میگویند برای منافع زنان اهمیت قائل هستند فمینیست نیستند، نحوه تفسیر این منابع مهم است؛ کسی که منافع زنان را براساس نگرش سنتی به زن تفسیر میکند فمینیست نیست.»
مدعیان حمایت از زن در جهان غرب تا سدههای پیشین زن را به عنوان یک انسان باور نداشتند. در سال 586 میلادی کنفرانسی در فرانسه برای بررسی این موضوع منعقد شد که آیا زن انسان است یا نه؟! پس از بحث و بررسیهای زیاد به این نتیجه رسیدند که زن انسان است اما انسان طفیلی که فقط برای خدمت به مردان خلق شده است. قبل از آن هم در اینکه آیا زنان دارای روح هستند یا نه تردید نمودند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که زنان دارای روح حیوانی هستند.
به گفته «ویل دورانت» در اروپا زنان تا حدود سال 1900 کمتر دارای حقی بودند که مرد ناگزیر باشد براساس قانون آن را مراعات کند. در دوران کنونی نیز با وجود پیشرفتهای زیاد زنان و تحولات ایجاد شده باز هم مورد ستم و تجاوز و تبعیض قرار میگیرند و شأن انسانی آنان رعایت نمیشود.
ادامه دارد...
برگرفته از: کتاب فمینیسم / ابراهیم حسینی
برچسب: فمینیسم,
نویسنده: الینا میرزایی